تبليغاتX
دل نوشته های یاسمن
یکشنبه 1 شهریور1388
کاریکلماتور
کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشته‌های پرویز شاپورگذاشت. این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر من که اسم جالبی است من اینها را خیلی دوست دارم ودلم می خواهد از این جملات بگویم فعلا دارم می خوانم تا ذهنم روان شود


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 12:37 توسط yrr.
دوشنبه 12 مرداد1388
کاریکلماتور2
از مهدی ساعی

قبرستان ترمينال مرده هاست.
دو آيينه از ديدن يکديگر نفرت دارند.
جهنم ساعت استراحتش را به بهشت مي رود.
پروانه براي اينکه نسوزد شمع را فوت کرد.
گياه توي گلدان شبها خواب باغچه را مي بيند.
سرفه هاي آدم دلشکسته، صدای خرده شيشه مي دهد.
.براي اينکه پير نشوي ، ساعتت را از کار بينداز.
براي آنکه نفهمد که نمي فهمد ، خودش را به نفهمي زد.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 2:29 توسط yrr.
دوشنبه 7 بهمن1387
كاريكلماتور 4
آنقدر خيال بافتم كه تمام كلافهاي فكرم به لباس آرزويي در آمدند...كاش اندازه ام باشد

* وقتی چراغ خيالات روشن است يخ زندگي آب مي شود. چراغها را خاموش نمي كنم اما لامپ كم مصرف زده ام

* به اندازه هشت ماه مي ترسيدم به اندازه چهار هفته خسته بودم و به اندازه دو روز كار داشتم مهم نيست به اندازه يك ساعت خوشحالم


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 15:9 توسط yrr.
شنبه 5 بهمن1387
کاریکلماتور3
می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد.
می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.
می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند،بچه دار شد.
می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد.
می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.
می خواست در مصرف بند رخت صرفه جویی کند،خوابید.(اصولا کارهای بی ربط زیاد می کرد!)
می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند،به نشانه اعتراض سکوت کرد.
می خواست در مصرف انرژی حاصل از ترافیک صرفه جویی کند،به ابرها قرص ضد بارداری داد.
می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!
می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete کرد!

 
+ نوشته شده در 8:31 توسط yrr.
شنبه 21 دی1387
کاریکلماتور
این هم نتیجه گشت وگذار من در وبلاگها :

*مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود
*انقدر براي غربت تک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد
*بيچاره آن خروسي که با صداي ساعت شماطه دار از خواب برمي خيزد
*خوش به حال آن موجود راحتی ،که شیطان برایش درد دل می کند .
*سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم .
*زن شکسته ترين و خميده ترين ، ايستاده دنيا است.

منبع:http://caricalamature.blogspot.com/

+ نوشته شده در 9:10 توسط yrr.
یکشنبه 15 دی1387
کاریکلماتور
ازبس که به همه چپ چپ نگاه کرد, چشمانش چپ شد.
از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت.
وقتی اشکم می خواهد به گردش برود سوار نگاهم می شود.
آنقدر خسیس بود که حتی وقتی مرد عمرش را به شما نداد.
وقتی واژه ای خارجی بیان می کنم, تمام واژه ها دور آن جمع می شوند.
امید و آرزو تنها دوستان واقعی مان هستند که تا آخرین لحظات زنگی, ما را ترک نمی کنند.
همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش کند, نه عقل را ولی حرف ازدواج که پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن, نه دلت.
+ نوشته شده در 12:5 توسط yrr.