
مثل آن ها شدن سخته ولي ممكنه
انشاي من نظر يادتون نره
من يك كودك فلسطيني هستم كه در نوار غزه زندگي مي كنم از وقتي بمب انداز هاي دشمن شروع به بمب اندازي كرد من پدر و مادرم را از دست دادم و با برادرم زندگي مي كنم
امروز صبح كه چشمانم را باز كردم در قاب تصوير برادرم مصمم تر از قبل سوزن در لباس پر وصله و پينه ي خود مي زد ومن با خود فكر مي كردم پس كي لباس نو خواهد خريد بعد برادرم از من خداحافظي كرد بهنگام نماز ظهر كه برادرم را ديدم بالباس نو بود .....
برادرم را در پرچم فلسطين پيچيده بودند .لباس نو مباركت برادر!
اي كودك فلسطيني خط سرخ شهادت راهنماي من و توست و من آوارگي تو را درك مي كنم
پينوشت:انشاي من در مورد كودكان فلسطين كه در مدرسه برگزيده شد.