تبليغاتX
دل نوشته های یاسمن
یکشنبه 22 دی1387
اختراع
من خيلي فكر مي كنم آن قدر فكر مي كنم كه فكر مي كنم چه جوري فكر نكنم فكر هاي من مربوط به اختراع مي شود گاهي وقت ها دوست دارم دستگاهي را اختراع كنم كه مو هاي سر انسان رابشمارد يا  رباتي كه بتواند قابليت شبيه بودن به من را داشته باشد ومن از آن در امتحانات نوبت هاي اول و دوم استفاده كنم !!!!! ومن دوست دارم براي خودم يك هليكوپتر (معذرت مي خواهم بالگرد) درست كنم ولي بزرگترين فكر من اين است كه تمام شعر هاي شاعران و كشفيات رياضيدانان و دانشمندان و منجمان را به نام خودم ثبت كنم اما فقط يك دقيقه تامل لازم بود تا بفهمم بهتر است كه خودم چيزي را اختراع كنم نه اين كه اختراع ديگران را به نام خودم ثبت كنم

مثل آن ها شدن سخته ولي ممكنه

انشاي من نظر يادتون نره 

+ نوشته شده در 21:57 توسط yrr.
سه شنبه 10 دی1387
لباس نو

من يك كودك فلسطيني هستم كه در نوار غزه زندگي مي كنم از وقتي بمب انداز هاي دشمن شروع به بمب اندازي كرد من پدر و مادرم را از دست دادم و با برادرم زندگي مي كنم

امروز صبح كه چشمانم را باز كردم در قاب تصوير برادرم مصمم تر از قبل سوزن در لباس پر وصله و پينه ي خود مي زد ومن با خود فكر مي كردم پس كي لباس نو خواهد خريد بعد برادرم از من خداحافظي كرد بهنگام نماز ظهر كه برادرم را ديدم بالباس نو بود .....    

   برادرم را در پرچم فلسطين پيچيده بودند  .لباس نو مباركت برادر!

 

اي كودك فلسطيني خط سرخ شهادت راهنماي من و توست و من آوارگي تو را درك مي كنم

پينوشت:انشاي من در مورد كودكان فلسطين كه در مدرسه برگزيده شد.

+ نوشته شده در 18:16 توسط yrr.