
گمشده
دیگر کافیست
من از این بازی
خسته شدم
بازی قایم باشک
من باختم
خدایا
پیدایم کن!!
ستاره های سرقتی
من بیگناهم
خدایا
ستاره هایت را
من ندزدیدم
باور نداری
جیب هایم را بگرد!!!
گون از نسیم پرسید
به کجا چنین شتابان ؟
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان ؟
به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر ! اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
شاعر :شفيعي كدكني
سلام ای محبوب من ، ای معشوق من و ای زیبای من، ای خدایی که با همه وجود دوستت دارم.
اینک فرصتی است تا با تو سخن بگویم. خدایا این عزت مرا بس است که من بنده تو هستم. و این افتخار مرا کافی است که تو پروردگار منی، تو آنچنانی که دوست دارم.
مرا آنچنان قرار بده که دوست می داری. ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق، ای خدایی که مرا به تکنولوژی عشق فرا خواندی و آنگونه اراده کردی که در این مقطع از تاریخ زندگی من تحولی ایجاد شود. اینک من به عنوان دانشجوی موفق تکنولوژی فکر در مسیر زندگی ، راه نوینی را یافته ام. راهی که برای من دستاوردهای بزرگی از تحول ، موفقیت و سعادت را به دنبال دارد. ای خدای رحمان اینک در زندگی من نقطه عطفی ایجاد شده است و من تولدی دوباره یافته ام.
و می روم تا با اعتماد به نفسی عالی ، باورهای درست و با افکاری مثبت و هدفمند از زندگی خود یک شاهکار بسازم ویقین دارم که در این مسیر ، تو در هر لحظه و همه جا همراه من خواهی بود و به من کمک خواهی کرد.
ای مونس تنهایی های من ، اینک من به عنوان یک انسان ، به عنوان جانشین تو روی کره زمین می روم تا با فرماندهی درست سفینه وجودم را به جزایر قشنگ زندگی سفر کنم و از لحظه لحظه های زندگیم لذت ببرم.
ای خدای آسمانها و زمین ؛ امروز این بنده کوچک تو در نهایت تواضع و خشوع و با عشق و احساسی بی نظیر به شناخت مجدد تو پرداخته است. و من اینک از تو باور دیگری دارم. یقین دارم که تو واقعا مرا دوست داری و من با تمام وجودم به تو عشق می ورزم.
ای محبوب من ! من عشق را از تو آموخته ام واینک به تمام کائنات ، حیوانات ، گیاهان و همه انسانها عشق می ورزم و یقین دارم انچه از تو و مظاهر این دنیا به من می رسدخیر مطلق است و تو مرا از هر گونه شری در امان نگه می داری.
ای خالق من ای که از روحت در من دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی و آسمانها و زمین را به تسخیر من در آوردی. اینک من به عنوان انسانی بزرگ و صاحب اقتدار و شخصیت می روم تا در عرصه این دنیا اظهار وجود کنم و با سایر انسانها عالیترین رابطه ها را برقرار کنم.
ای محبوب زیبای من ، به تو قول می دهم اینک که خود را بازیافته ام و با تکنولوژی فکر نظام تفکر و باورهای خود را متحول ساخته ام ، میروم تا انسانی بزرگ ، با شخصیت ، امین، صادق، استوار،قاطع،مصمم، صمیمی، مهربان و متواضع باشم. با سلاح عشق و ایمان و با استفاده از قدرت بیکران فکر و ضمیر ناخودآگاه خودم زندگی زیبایی را یاز کنم.و در همه عرصه های زندگی طوفانی از موفقیت به پا کنم.
ای خالق همه هستی ، ای کسی که همه ما را دوست داری اینک ما دانشجویان تکنولوژی فکر به پاس این لطف و محبت تو و به پاس این موفقیت بزرگ که امروز برای ما حاصل شده است ،میرویم تا این پیام عشق را پیام تکنولوژی فکر را که در حقیقت تکنولوژی عشق و معرفت الهی بيابيم
به سراغ من اگر مي آييد
پشت هيچستانم
پشت هيچستان جايي است
پشت هيچستان رگ هاي هوا پر قاصد هايي است
كه خبر مي آورند از گل وا شده دور ترين بوته خاك
روي شن ها هم نقش سم اسب سواران ظريفي
است كه صبح به سر تپه معراج شقايق رفتند
پشت هيچستان چتر خواهش باز است
تا نسيم عطشي در بن برگي بدود
زنگ باران به صدا مي آِيد
آدم اين جا تنهاست و در اين تنهايي
سايه ناروني تا ابديت جاري است
به سراغ من اگر مي آييد
نرم و آهسته بيا مبادا كه ترك
بردارد چيني نازك تنهايي من
سفري خواهم كرد
پشت درياها شهري است
كه زميني هايش همه از جنس نگاه و نورند
My dear companion and savour ای همدم و منجی عزیز من!
When I remember you I am not afraid وقتی به تو می اندیشم مرا هراسی نیست
I am with you and you are in me من با توام و تو در فراخنای وجود منی
You arise in meتو در آسمان وجود من طلوع می کنی
Your kindness causes my eyes to shin و مهربانیت چشمانم را به درخشش وا می دارد
I want you in all moments of my life من تو را برای لحظه لحظه ی عمرم تمنا دارم
If you leave me I don’t know what I should do اگر وجودت را از من دریغ کنی نمی دانم چطور زیستن را توالی بخشم
Please don’t let me leave you مرا تنها نگذار...
كه زينب پايش از محمل گذارد بر زمين
آمده در كربلا سپاه سردار غريب
پاره شده سينه ها ز ناله ي امن يجيب
ارباب مضطرم حسين
ارباب مضطرم حسين
محبت را ببين دگر چيزي نگو
رقيه آيد از محمل در آغوش عمو
دوش عمو مركب سه ساله زهرا ي حسين
عشق ابو فاضل است پري زيباي حسين
ببين طفلان زترس به حال حروله
دلم مي لرزد از تير و كمان حرمله
غم به دلت ره مده خواهر دلدار حسين
اين همه لشكر ببين بازوي سردار حسين
عباس علمدار حسين
عباس علمدار حسين...
ناله عشق است و آتش ميزند
قصه ي دل دلكش است و خواندني
نا ابد اين عشق و اين دل ماندني
مركز درد است و كانون شرار
شعله ساز و شعله سوز و شعله كار
خفته يك صحرا جنون در جنگ او
يك نيستان ناله در آهنگ او
چنگ دل آهنگ دلكش مي زند
ناله عشق است و آتش ميزند
كرده خود را درميان شعله ها
تا بسوزد در ميان شعله ها
عشق اين جااوج پيدا مي كند
قطره اين جا كار دريا مي كند
رخصتي تا ترك اين هستي كنيم
بشكنيم اين شيشه تا مستي كنيم
پرده بالا رفت و ديدم هست و نيست
راستي ناديدني ها ديدنيست
شاعر كويتي پور
I do not know that what the future holds,but I do know who holds the future
It is only the coward who gives up while there is still hope
بلکه جای خویش را پیدا کنیم .
آمدم دیدم جای لاف نیست
.عشق غیر از عین و شین وقاف نیست .
گفتم به لوای جلی
عین یعنی عدل علی .
شین یعنی شورالله الصمد .
قاف یعنی قل هوالله احد
شاعر: شهريار

امروز يك متن زيباي انگليسي و ترجمه ي آن به فارسي را گذاشتم و براي داستان هاي كوتاهم از دوست عزيزم
فاطيما جان (اميدواري ) متشكرم
عبارت «دوستت دارم» از گروه اريان وكريس دي برگ:
There are those who think that love comes with a lifetime guarantee,
زیباست که با خدای خود چت بکنیم
در سایت نماز شب عبادت بکنیم
یارب چه شود فلاپی دلها را
با عشق به اهل بیت فرمت بکنیم
تو به من خنديدي ونمي دانستي، من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم ،باغبان از پي من تيز دويد، سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه، سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي وهنوز سالها است كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان پندارم كه چرا خانه ي كوچك ما سيب نداشت....................