تبليغاتX
دل نوشته های یاسمن
یکشنبه 10 خرداد1388
سگ دانا

یک روز سگِ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت .

وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند

وا ایستاد.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 18:20 توسط yrr.
یکشنبه 10 خرداد1388
تو ومن

تقديم به تمام دلشكسته ها


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 11:11 توسط yrr.
شنبه 9 خرداد1388
كور باطن

شخصی، کوری را دید که در شب کوزه زیر بغل چراغ به دست دارد. به او گفت: تو که کوری و شب و روز برایت یکسان است چرا چراغ به دست گرفتی؟ گفت: چراغ را برای تو کور باطن برداشته ام که در تاریکی بمن تنه نرنی و کوزه مرا نشکنی 

+ نوشته شده در 18:14 توسط yrr.