تبليغاتX
دل نوشته های یاسمن
دوشنبه 7 بهمن1387
نقاشي خدا
+ نوشته شده در 15:16 توسط yrr.
دوشنبه 7 بهمن1387
كاريكلماتور 4
آنقدر خيال بافتم كه تمام كلافهاي فكرم به لباس آرزويي در آمدند...كاش اندازه ام باشد

* وقتی چراغ خيالات روشن است يخ زندگي آب مي شود. چراغها را خاموش نمي كنم اما لامپ كم مصرف زده ام

* به اندازه هشت ماه مي ترسيدم به اندازه چهار هفته خسته بودم و به اندازه دو روز كار داشتم مهم نيست به اندازه يك ساعت خوشحالم


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 15:9 توسط yrr.
شنبه 5 بهمن1387
کاریکلماتور3
می خواست در مصرف عقل صرفه جویی کند،عاشق شد.
می خواست در مصرف عشق صرفه جویی کند،ازدواج کرد.
می خواست در مصرف بی خیالی صرفه جویی کند،بچه دار شد.
می خواست در مصرف زندگی صرفه جویی کند،خودش را دار زد.
می خواست در مصرف انرژی صرفه جویی کند،به خانه آرزوهایش اسباب کشی کرد.
می خواست در مصرف بند رخت صرفه جویی کند،خوابید.(اصولا کارهای بی ربط زیاد می کرد!)
می خواست در مصرف سکوت صرفه جویی کند،به نشانه اعتراض سکوت کرد.
می خواست در مصرف انرژی حاصل از ترافیک صرفه جویی کند،به ابرها قرص ضد بارداری داد.
می خواست در مصرف راه صرفه جویی کند،برگشت!
می خواست در مصرف آب صرفه جویی کند،مطالبش راdelete کرد!

 
+ نوشته شده در 8:31 توسط yrr.
چهارشنبه 2 بهمن1387
سخاوت

پسر بچه اي وارد بستني فروشي شد و پشت ميزي نشست. پيشخدمت يك ليوان آب برايش آورد. پسر بچه پرسيد: " يك بستني ميوه اي چند است؟ " پيشخدمت پاسخ داد : " 50 سنت " .


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 13:34 توسط yrr.
سه شنبه 1 بهمن1387
جوراب نایلونی و روزنامه .....لطفا!
من متصدی پرواز یک خط هوایی بزرگ هستم.یک روز بعد از ظهر در حالی که داشتم از میان راهرو می دویدم تا به هواپیما برسم، یکی از جوراب نایلون هایی که به پا داشتم، در رفت.پاره شدگی خیلی ناجوری بود و من جفت دیگری به همراه نداشتم.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 12:49 توسط yrr.