تبليغاتX
دلنوشته های یاسمن
دلنوشته های یاسمن
 
       

مكتب عشق آقا

ببين زانو زده يل ام البنين

كه زينب پايش از محمل گذارد بر زمين

آمده در كربلا سپاه سردار غريب

پاره شده سينه ها ز ناله ي امن يجيب

ارباب مضطرم حسين

ارباب مضطرم حسين

محبت را ببين دگر چيزي نگو

رقيه آيد از محمل در آغوش عمو

دوش عمو مركب سه ساله زهرا ي حسين

عشق ابو فاضل است پري زيباي حسين

ببين طفلان زترس به حال حروله

دلم مي لرزد از تير و كمان حرمله

غم به دلت ره مده خواهر دلدار حسين

اين همه لشكر ببين بازوي سردار حسين

عباس علمدار حسين

عباس علمدار حسين...

دکترین قورباغه

اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک  ظرف  آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟ 

  بیرون می پرد!درواقع قورباغه فورا به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست وباید برود!


ادامه مطلب

دعا

بنام اولین معلم عالم ....روز معلم گرامی ...

کاریکلماتور

این هم نتیجه گشت وگذار من در وبلاگها :

*مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را به درياچه نمک انداخت تا شيرين شود
*انقدر براي غربت تک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد
*بيچاره آن خروسي که با صداي ساعت شماطه دار از خواب برمي خيزد
*خوش به حال آن موجود راحتی ،که شیطان برایش درد دل می کند .
*سالهاست که کاممان را با حقیقت های تلخ شیرین می کنیم .
*زن شکسته ترين و خميده ترين ، ايستاده دنيا است.

منبع:http://caricalamature.blogspot.com/

بازی پرتاب سنگ

برای مبارزه بار اسرائیل اینجا را کلیک کنید

نیایش

خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی‌ثمری لحظه‌ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که٬ بر بیهودگی اش٬ سوگوار نباشم...
بگذار تا آن را من٬خود انتخاب کنم٬ اما چنان که تو دوست داری...(دكتر علي‌شريعتي)

مارها قورباغه ها لك لك ها

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

داستانی از منوچهر احترامی

بوي بد كينه

 معلم یک کودکستان ، به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آنان بازی کند او به آنان گفت که فردا هر کدام ، یک کیسه ی پلاستیکی بر دارند و درون آن ، به تعداد آدمهایی که از آنان بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند . فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه برخی 2 ، برخی 3 ، برخی تا 5 سیب زمینی بود معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر جا که می روند پلاستیک های خود را ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت ، کم کم بچه ها شروع به شکایت از بوی ناخوش سیب زمینیهای گندیده کردند به علاوه آنهایی که سیب زمینی بیشتری در کیسه خود داشتند از حمل بار سنگین خسته شده بودند ، پس از گذشت یک هفته بازی سرانجام تمام شد و بچه ها راحت شدند . معلم از بچه ها پرسید « از اینکه سیب زمینی ها را یک هفته با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟ » بچه ها از اینکه مجبور بودند سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند آنگاه معلم ، منظور اصلی خود را از این بازی چنین توضیح داد : « این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه ی آدمهایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می دارید و همه جا باخود می برید ، بوی کینه ، نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا با خود حمل می کنید ، حالا که شما بوی بد سیب زمینی رافقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟ »

دل

چنگ دل آهنگ دلكش مي زند

ناله عشق است و آتش ميزند

قصه ي دل دلكش است و خواندني

نا ابد اين عشق و اين دل ماندني

مركز درد است و كانون شرار

شعله ساز و شعله سوز و شعله كار

خفته يك صحرا جنون در جنگ او

يك نيستان ناله در آهنگ او

چنگ دل آهنگ دلكش مي زند

ناله عشق است و آتش ميزند

كرده خود را درميان شعله ها

تا بسوزد در ميان شعله ها

عشق اين جااوج پيدا مي كند

قطره اين جا كار دريا مي كند

رخصتي تا ترك اين هستي كنيم

بشكنيم اين شيشه تا مستي كنيم

پرده بالا رفت و ديدم هست و نيست

راستي ناديدني ها ديدنيست

شاعر كويتي پور

کاریکلماتور

ازبس که به همه چپ چپ نگاه کرد, چشمانش چپ شد.
از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت.
وقتی اشکم می خواهد به گردش برود سوار نگاهم می شود.
آنقدر خسیس بود که حتی وقتی مرد عمرش را به شما نداد.
وقتی واژه ای خارجی بیان می کنم, تمام واژه ها دور آن جمع می شوند.
امید و آرزو تنها دوستان واقعی مان هستند که تا آخرین لحظات زنگی, ما را ترک نمی کنند.
همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش کند, نه عقل را ولی حرف ازدواج که پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن, نه دلت.

من ياسمن متولد 1375 عاشق ادبيات ايران وجهان
اين وبلاگ قبلا مال مامانم بوده ومن حالا تصاحبش كردم!!!!!!!!!
××××××××××××××××××××××
شعار من اين است:
از این آرزو که همیشه بر بلندترین قله باستیم،
آرزوی والاتری نیز وجود دارد:
اینکه از قله پایین بیایی،
و بشریت را،تنها اندکی،
بلند کنی و بالاتر ببری.
×××××××××××××××
WORK HARD
AT
WORKING SMART

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
دوستانه

رازهای سر به مهر

مناسبتها

بدون شرح !

شيوانا

معرفی کتاب

از پائولو کوئیلیو

شعر

خاطره

دست نوشته های من

کاریکلماتور

آرشیو وبلاگ
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387

پیوندها
خانم مامان خانم!
دوست اميدوارم
حرم رضوي
دوستان دل آرامم
دوست هنرمندم
برای دوستانم
شازده کوچولو ی من
خانم خاله خانم
آقای کامپیوتری
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT

:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ